غزل آیینی نغمه مستشار نظامی

 

شوق وصال داری ازین شوکران بنوش

مثل پدر درست زمان اذان بنوش

 

یک جرعه سمت مسجد کوفه نگاه کن

یک جرعه هم به سمت گل بی نشان بنوش

 

وقتش رسیده تا جگرت خون به پا کند!

یک جرعه با نیابت لب تشنگان بنوش

 

وقتی کنار علقمه دیدی دو دست سرخ

با مشک تشنه اشک بریز و از آن بنوش!

 

از کربلا به شام ببر خون تازه را

این جرعه را کنار یتیمانمان بنوش!

 

یک جرعه را به خاک بریزان و سجده کن

در سجده از طراوت هفت آسمان بنوش

 

وقتی به چند جرعه آخر رسید شعر

آهسته...جرعه جرعه... شهادت بخوان،بنوش

 

آن جام را رها کن و این جام تازه را

از دستهای سبز امام زمان بنوش!

*

 نوشیده ای و واعطشا گریه می کنی

گمنام در لباس عزا گریه می کنی

ماه از دل شکسته تو تا خبر گرفت

پشتش هلال تر شد و نام صفر گرفت

 

وقت سسفر رسید و کسی آب هم نریخت

پشت کبوتری که غریبانه پر گرفت

 

تنها تر از بقیع به دورت طواف کرد

خاکی که اسمان تو او را به بر گرفت

 

زهر،از خجالت تو عرق کرد در سبو

جوشید و در دهان تو طعم شکر گرفت

 

از شش جهت نشانه گرفتند عشق را

تابوت تیر خورده دلش را سپر گرفت

 

خواهر چه قدر کرب و بلا پیش چشم داشت

وقتی سراغ داغ تو را از جگر گرفت!

 

این داغ سالهاست درین خاک مانده است

این شعله بارهاست که در خشک و تر گرفت

#

روز تقارن سفر آفتاب و ماه

خورشید بیست و هشتم ماه صفر گرفت!

 

نغمه مستشار نظامی

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/۳٠ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

 چهل طلوع... چهل صبح زرد بی‌خورشید
زمین! به دور مدارت نگرد بی‌خورشید

چهل غروب، چهل شط خون سرگردان
که از مدار زمین گشته طرد بی‌خورشید

صدای شیهه اسبی است .... در افق گم شد
ستاره گفت به او: برنگرد بی‌خورشید

بهار سبز صبوران، بهشت نامریی
طلوع کن که جهان مانده سرد بی‌خورشید

هنوز دامنه دارد اصالت دردت
هنوز دامنه دارد نبرد با خورشید!

نغمه مستشارنظامی

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

 

گاهی اگربا ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی؛
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه!
اندوه مادر را شکایت کرده باشی؛
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت، استراحت کرده باشی؛
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی؛
در سال های سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی؛
حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی؛
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود، حدیثی را روایت کرده باشی؛
یا در میان کوچه های تنگ و خسته
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی؛
پس بوده ای و هستی و می آیی از راه
تا حق دل ها را رعایت کرده باشی؛
پس مردمک های نگاه ما عقیم اند
تو حاضری، بی آنکه غیبت کرده باشی!

نغمه مستشار نظامی

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/٧ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()
درباره وبلاگ

شاعر و مولف پنج مجموعه شعر:ردپای روشنی/یک جرعه سیب/در طالعت ستاره زیاد است ماه نه!/1420 سال پس از تو/ در اوج غربت نارنج
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها



قالب وبلاگ

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رايگان

دانلود نرم افزار

دانلود فيلم

دانلود فیلم

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار