غزل آیینی نغمه مستشار نظامی

می ایستم مقابل گودال قتلگاه

جایی که چشمهای تو در خون شناورند

می ایستم دوباره که بر روی دوش من،

اندوه کوه های جهان را بیاورند

 

یادم نمی رود که تو در دستهای من ،

بالیدی و بزرگ شدی ،وای بر خزان

قلب جهان شکست ازین داغ سینه سوز،

چیزی نمانده است شود شعله ور خزان

 

دستی که درب خانه مارا شکسته بود

امروز بر گلوی تو خنجر کشیده است

دستش بریده باد که این تیغ تیز را

بر روی بوسه گاه پیمبر کشیده است

 

 

می ایستم مقابل گودال قتلگاه!

تا زینب از گلوی تو قرآن بیاورد

با دستهای خالی و با قلب چاک چاک

یک جرعه عشق سمت شهیدان بیاورد

 

بغض غدیر و اشک بقیع و مدینه را

در کربلا به خون تو تعمید می دهم

نام حسن به مشرق آیینه می برم

نام تو را به مغرب خورشید می دهم

 

با من بگو حسین من از سالهای درد

من رفتم و تو ماندی و دنیا چه با تو کرد؟

آه از جماعتی که شکستند عهد را

انگار با رسول خدا بوده این نبرد!

#

مولا پس از تو هر چه بدی بود دیده ایم

فرق شما شکست و دل ما شکسته تر

آن از برادرم که صبورانه زهر خورد

این هم من و دو خواهر تنها و خون جگر

 

بابا ولی تو غصه نخور این حسین توست

قربان ماندگاری دین خدا شده

یاران من عزیز ترین های عالمند

پس کربلا بهشت زمین خدا شده

 

مولا فقط اجازه بده وقت آمدن

فرق تو را ببوسم و جان را فدا کنم

چیزی نداشتم به جز این سر،قبول کن

آن را نثار نام رسول خدا کنم

 

نغمه مستشارنظامی

نگارش در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

قل قل دیگ قیمه نذری

غلغله پشت این در چوبی

آه ای قلب کوچکم تو چرا،

باز هم سر به سینه می کوبی؟

دسته ها دسته دسته می آیند،

طبل های عزا بلند شده

ظهر نزدیک می شود کم کم

باز بوی غذا بلند شده

چشم من دسته دسته می گردد

شاید او بین دسته ها باشد

شاید او بین نوحه خوانها  یا

بین این دلشکسته ها باشد

یک نفر بین دسته های عزا

مثل او سخت اشک می ریزد

یک نفر قرنها کنار فرات

اشک حسرت به مشک می ریزد

کوچه احوال دیگری دارد

علم و سنج و نخل و طبل و کتل

نوحه خوان قدیمی مسجد

کربلا را می آورد به محل

کاش می شد به کربلا بروم

برگی از زخم تازه بردارم

 بیتی از داغ کهنه بنویسم

تربتی با اجازه بردارم

 

مانده ام پشت این در چوبی

خانه ام از نگاه او دور است

آسمان را گرفته غربت عشق

ماه در غیبتش چه کم نور است

دیگ نذری به جوش آمده است

نذر هر ساله ام سلامت اوست

آرزویم نماز عاشورا

ظهر موعود،با امامت اوست!

نغمه مستشارنظامی مهر 89/کیش

نگارش در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٠ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

تعبیر خواب خوب نرجس... آه! در خواب هم این را نمی دیدم

هرگز خودم را مادر یک نور، یک نور نامیرا نمی دیدم

بازار گرمی بود و قلب من مانند یک گنجشک می لرزید

بد سرنوشتی بود اگر آن روز آن مرد را آنجا نمی دیدم

آن مرد پیغام از کسی آورد، از آنکه در رویای سبزم بود

با سر به پابوسش رسیدم، نور...جز نور سر تا پا نمی دیدم

نام خدا را بر لبش آورد، لحنش دلم را زیر و رو می کرد...

یا نور و یا قدوس و یا الله، جز اشهد و ان لا... نمی دیدم

اسلام آوردم به دست عشق، من را به نام عشق نرجس خواند

دیگر خودم را در غم غربت، بی یاور و تنها نمی دیدم

#

تعبیر خواب من پس از آن نور، نور وجود نازنینت بود

آمیزه ای از انتظار و عشق، می دیدمت؟ رویا نمی دیدم؟

ای آرزوی دیدنت تاکی ، آدینه ها را دیدنی کرده!

وقتی تو را دیدم جهانی را، در حسرتت شیدا نمی دیدم!

#

در حسرتت تقویم می چرخد، هی فصل پشت فصل پاییز است

نبض جهان در دستهای توست، دست تو از خورشید لبریز است

لبریز کن خواب مرا از رود، تعجیل کن ای آخرین موعود

شب می شود... دیر است خیلی دیر، بگرد آقا زود...خیلی زود

نغمه مستشار نظامی آبانماه 89

نگارش در تاريخ ۱۳۸٩/٩/۱٠ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()
درباره وبلاگ

شاعر و مولف پنج مجموعه شعر:ردپای روشنی/یک جرعه سیب/در طالعت ستاره زیاد است ماه نه!/1420 سال پس از تو/ در اوج غربت نارنج
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها



قالب وبلاگ

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رايگان

دانلود نرم افزار

دانلود فيلم

دانلود فیلم

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار