سلام وتبریک به مادرم که آیینه نور است و پاکی و صداقت
وهمه مادران که بی شک نمونه عشق خالص و بی آلایش اند
و به همه زنان و دختران سرزمینم
که دوستدار عشق و پاکی هستند و رهرو راه بانوی آفتاب .
غزلی تقدیم به بانو و پدربزرگوارشان در آستانه میلاد
گلم سلام، نمی خواستم پسر باشی!
خدا گذاشته از عشق با خبر باشی
خدا گذاشته تو همدمم شوی در غم
خدا گذاشته تو مادر پدر باشی
گلم،قشنگ تری از گل و بهار و بهشت
بشر شدی تو که از هر فرشته سر باشی!
خدا تو را به نگاه خودش تبرک کرد
که از هر آنچه که خوبست خوبتر باشی
میان دست تو تسبیحی از ستاره گذاشت
که آفتاب شوی،مژده سحر باشی!
گلم ،عزیز دلم، دخترم،خدا می خواست
علی به عرش بیابد،تو بال و پر باشی!
از آسمان به زمین هدیه داده شد نورت
که نور چشم و عزیز پیامبر(ص) باشی!
نغمه ممستشار نظامی/تیرماه 85
غزلی دیگر
برای ریحانه کبود فاطمیه
موی تو را رسول خدا شانه می کند
عطرش میان خانه مان خانه می کند
می دانی آن نگاه زلال این صدای گرم
این خانه را چگونه پریخانه می کند؟!
این چادر سفید زمان نماز صبح
یاس مرا شبیه به پروانه می کند!
حس می کنم گرفته دلت گر چه ساکتی
دنیا چه با تو ای گل ریحانه می کند
بانو نگو که "خسته شدی. وقت رفتن است"
فکرش مرا به جان تو دیوانه می کند
=
فکری به حال خستگی ما نمی کنی
وقتی که قصد رفتن ازین خانه می کنی؟!
*
یاد از تو و کبودی آن شانه می کنم
می میرم آه و موی تو را شانه می کنم
تا عطر تو همیشه بماند درین اطاق
در را به روی هیچ کسی وا نمی کنم!
باید تو را به منزل امنی رساند عزیز
فکری به حال دفن غریبانه می کنم!
*
کو آن صدف که لایق دردانه من است؟
ابریشمی که در خور پروانه من است؟!
نغمه مستشار نظامی١٣٨٧