غزل آیینی نغمه مستشار نظامی

از بس که درد می کشی و دم نمی زنی

حتی خدا به صبر تو تبریک گفته است

 خورشید اگر هنوز درخشنده مانده نیز

 نام تو را درین شب تاریک گفته است

    

 

 نام تورا تمامی گلها به احترام

 در ابتدای فصل بهاران سروده اند

 در گوش ماه از خبر آن ظهور سبز

 لبخند یک ستاره نزدیک گفته است

  

 

 آیینه را مقابل چشمت نگاه دار

 این بی غبار درد تو را درک می کند

 انگار با دهان نگاه و زبان اشک

 با تو هزار نکته باریک گفته است

  

 

 از آنچه رفته است به آیینه دارها

 از آنچه می رود به دل بی غبارها

 از آرزوی کهنه چشم انتظارها

 از هر چه بود و رفت به تفکیک گفته است

  

 

هرکس به یاد توست تو میبینیش به لطف

 کو عاشقی که یار به حالش نظر نکرد؟

 "ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست!"

حافظ چه قدر درد تو را نیک گفته است!

#

 فصل بهار می رسد و بغض کهنه ام

 در بارش دعای فرج تازه می شود

 گویا خدا رسیدن سال جدید را

پیش از زمینیان به تو تبریک گفته است!

 

نغمه مستشار نظامی 27/اسفند/86

نگارش در تاريخ ۱۳۸٧/۱٢/٢۸ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

Free2Upload من و همسرم و منتقدین در جلسه نقد کتاب Free2Upload Free2Upload

نگارش در تاريخ ۱۳۸٧/۱٢/۱٠ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

 

شوق وصال داری ازین شوکران بنوش

مثل پدر درست زمان اذان بنوش

 

یک جرعه سمت مسجد کوفه نگاه کن

یک جرعه هم به سمت گل بی نشان بنوش

 

وقتش رسیده تا جگرت خون به پا کند!

یک جرعه با نیابت لب تشنگان بنوش

 

وقتی کنار علقمه دیدی دو دست سرخ

با مشک تشنه اشک بریز و از آن بنوش!

 

از کربلا به شام ببر خون تازه را

این جرعه را کنار یتیمانمان بنوش!

 

یک جرعه را به خاک بریزان و سجده کن

در سجده از طراوت هفت آسمان بنوش

 

وقتی به چند جرعه آخر رسید شعر

آهسته...جرعه جرعه... شهادت بخوان،بنوش

 

آن جام را رها کن و این جام تازه را

از دستهای سبز امام زمان بنوش!

*

 نوشیده ای و واعطشا گریه می کنی

گمنام در لباس عزا گریه می کنی

ماه از دل شکسته تو تا خبر گرفت

پشتش هلال تر شد و نام صفر گرفت

 

وقت سسفر رسید و کسی آب هم نریخت

پشت کبوتری که غریبانه پر گرفت

 

تنها تر از بقیع به دورت طواف کرد

خاکی که اسمان تو او را به بر گرفت

 

زهر،از خجالت تو عرق کرد در سبو

جوشید و در دهان تو طعم شکر گرفت

 

از شش جهت نشانه گرفتند عشق را

تابوت تیر خورده دلش را سپر گرفت

 

خواهر چه قدر کرب و بلا پیش چشم داشت

وقتی سراغ داغ تو را از جگر گرفت!

 

این داغ سالهاست درین خاک مانده است

این شعله بارهاست که در خشک و تر گرفت

#

روز تقارن سفر آفتاب و ماه

خورشید بیست و هشتم ماه صفر گرفت!

 

نغمه مستشار نظامی

١٣٨۶

نگارش در تاريخ ۱۳۸٧/۱٢/٤ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()
درباره وبلاگ

شاعر و مولف پنج مجموعه شعر:ردپای روشنی/یک جرعه سیب/در طالعت ستاره زیاد است ماه نه!/1420 سال پس از تو/ در اوج غربت نارنج
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها



قالب وبلاگ

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رايگان

دانلود نرم افزار

دانلود فيلم

دانلود فیلم

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار