غزل آیینی نغمه مستشار نظامی

گلدان پشت پنجره ام،ماه اگر تویی

این فرصت گرامی کوتاه اگر تویی

در کوچه باغهای جهانت وزیده ام

(باد)م ،نسیم رهگذرم، راه اگر تویی

من (آتش)قدیمی معبد که هیچ نیست

خورشید سر بلند سحرگاه اگر تویی

خورشید سربلند سحرگاه من بتاب

من (خاک) زیر پای توأم ،شاه اگر تویی

خاکم،اگر تو ابر شوی می شناسمت

لب تشنه ام به بارش ناگاه اگر تویی

(آّب)م اگر تو چشمه بخواهی ،اگر تو رود

صد برکه،عکس روشن آن ماه اگر تویی

در جستجوی دام،خرامان دشت و کوه

صیاد مهربان کمین گاه اگر تویی

صیاد من ضمانت دل با نگاه توست

پلکی بزن به سمت دلم،گاه اگر تویی

ای کاش جای آتش و آب و نسیم و خاک

من را کبوتری بکنی آه...اگر تویی

نغمه مستشار نظامی

۲۵مهر ۱۳۸۶

نگارش در تاريخ ۱۳۸٦/٧/٢۸ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

مسافر است و اگرچه شبانه می گذرد

خودت ببین که به این کوچه ها چه می گذرد

مسافر است و نماز شکسته اش حتی

شکسته شانه شب را چرا؟چه می گذرد؟

سکوت می کند و در قنوت می گرید

درین دقایق دیر آشنا چه می گذرد؟

غریبه نیست خدا،خوب خوب می داند

درین زمانه چه دیده است یا چه می گذرد

پدر که موسی این قوم بود را کشتند

حساب کن که دگر با رضا چه می گذرد

رضا به داده او داده است شکی نیست

به دل به داده او داده ها چه می گذرد؟!

سلام می کند از دور بر کبوتر طوس

میان سجده او با خدا چه می گذرد

صدای گریه انگور می رسد از دور

مسافر سحر از این سراچه می گذرد

 

نغمه مستشار نظامی/گوهردشت کرج/۱۳۸۶

نگارش در تاريخ ۱۳۸٦/٧/٢٦ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

اگر یک صندلی در کوپه آخر نگه داری

قطاری را فقط یک ساعت دیگر نگه داری

اگر یک ساعت دیگر،کنار کوپه آخر

نگاه مهربانت را به سمت در نگه داری

اگر وقتی کبوتر ها به گنبد بال می سایند

برای بال پروازم فقط یک پر نگه داری

دلم می سوزد و می سازد از خون جگر بالی

اگر تو آتشم را زیر خاکستر نگه داری

اگر شعری برایت باشم و شعر جدیدم را

بخوانم،بشنوی،در گوشه دفتر نگه داری

اگر نام مرا در بین مشتاقان دیدارت

به عنوان کنیز حضرت مادر نگه داری

اگر قسمت شود پای پیاده می رسم،باشد

مرا وقت شفاعت در صف محشر نگه داری

نغمه مستشار نظامی/کرج/۱۳۸۶

نگارش در تاريخ ۱۳۸٦/٧/٢٦ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()

دنیا هنوز تشنه یک جرعه سیب توست
چشمش پی اجابت امن یجیب توست

لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست
تو آشناترینی و غربت نصیب توست!

ای مهربان دلی که ضریح تو را شناخت
حتی میان شهر خودش هم غریب توست

حتی میان شهر خودم تب که می کنم
دست شفا شفاعت مُهر طبیب توست

می خواهم از تو بشنوم از آن حضور سبز
از آخرین بهار که بی شک حبیب توست

از آشناترین غم موزون که سالهاست
ما بی شکیب او شده او بی شکیب توست

از سامرا به طوس سفر می کند غریب
مردی که از سلاله پاک و نجیب توست

وقتی کبوتران حرم چرخ می زنند
وقت جواب روشن امن یجیب توست

نغمه مستشارنظامی

نگارش در تاريخ ۱۳۸٦/٧/٢٤ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()


شنيدند مردي به ايران مي آيد
كه از لهجه اش لحن قرآن مي آيد

قدم بر زمين مي گذارد تو گويي
در اين خاك خشكيده باران مي آيد

خدا گندم از خاك مي پروراند
كبوتر...كبوتر فراوان مي آيد

بپاشيد و قسمت كنيد و بروبيد
گل و نقل و آيينه.مهمان مي آيد!

مي آيد و آمد و مهمان ما ماند
از آن جمله سبز از آن مي آيد!

و مهمان ما ماند مهمان غربت
شهيدي كه با زخم پنهان مي آيد

نفهميدي اي شعر !اي درد كهنه!
چرا زعفران از خراسان مي آيد؟!

چرا از ميان هزاران پرنده
كبوتر به اينجا فراوان مي آيد؟

/نغمه مستشار نظامی/1381

نگارش در تاريخ ۱۳۸٦/٧/٢٤ توسط نغمه مستشار نظامی | نظرات()
درباره وبلاگ

شاعر و مولف پنج مجموعه شعر:ردپای روشنی/یک جرعه سیب/در طالعت ستاره زیاد است ماه نه!/1420 سال پس از تو/ در اوج غربت نارنج
پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها



قالب وبلاگ

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رايگان

دانلود نرم افزار

دانلود فيلم

دانلود فیلم

شادزیست

دانلود فیلم

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار