تقدیم به ضامن آهو «امام رضا(ع) به امید شفاعت»
«مهمان»
شنیدند مردی به ایران میآید
که از لهجهاش لحن قرآن میآید
قدم بر زمین میگذارد، تو گویی
در این دشت خشکیده باران میآید
خدا گندم از خاک میپروراند
کبوتر، کبوتر فراوان میآید!
بپاشید و قسمت کنید و بروبید
گل و نقل و آئینه، مهمان میآید
میآید، و آمد و مهمان ما ماند
از آن جمله سبز، از آن «میآید»
و مهمان ما مانده مهمان غربت
شهیدی که با زخم پنهان میآید!
نفهمیدی ای شعر، ای درد کهنه
چرا زعفران از خراسان میآید؟!
چرا زعفران از... چرا از خراسان
پس از قرنها، صوت قرآن میآید؟
* نغمه مستشار نظامی
شوق وصال داری ازین شوکران بنوش
مثل پدر درست زمان اذان بنوش
یک جرعه سمت مسجد کوفه نگاه کن
یک جرعه هم به سمت گل بی نشان بنوش
وقتش رسیده تا جگرت خون به پا کند!
یک جرعه با نیابت لب تشنگان بنوش
وقتی کنار علقمه دیدی دو دست سرخ
با مشک تشنه اشک بریز و از آن بنوش!
از کربلا به شام ببر خون تازه را
این جرعه را کنار یتیمانمان بنوش!
یک جرعه را به خاک بریزان و سجده کن
در سجده از طراوت هفت آسمان بنوش
وقتی به چند جرعه آخر رسید شعر
آهسته...جرعه جرعه... شهادت بخوان،بنوش
آن جام را رها کن و این جام تازه را
از دستهای سبز امام زمان بنوش!
*
نوشیده ای و واعطشا گریه می کنی
گمنام در لباس عزا گریه می کنی
*
ماه از دل شکسته تو تا خبر گرفت
پشتش هلال تر شد و نام صفر گرفت
وقت سسفر رسید و کسی آب هم نریخت
پشت کبوتری که غریبانه پر گرفت
تنها تر از بقیع به دورت طواف کرد
خاکی که اسمان تو او را به بر گرفت
زهر،از خجالت تو عرق کرد در سبو
جوشید و در دهان تو طعم شکر گرفت
از شش جهت نشانه گرفتند عشق را
تابوت تیر خورده دلش را سپر گرفت
خواهر چه قدر کرب و بلا پیش چشم داشت
وقتی سراغ داغ تو را از جگر گرفت!
این داغ سالهاست درین خاک مانده است
این شعله بارهاست که در خشک و تر گرفت
#
روز تقارن سفر آفتاب و ماه
خورشید بیست و هشتم ماه صفر گرفت!
نغمه مستشار نظامی
چهل طلوع... چهل صبح زرد بیخورشید
زمین! به دور مدارت نگرد بیخورشید
چهل غروب، چهل شط خون سرگردان
که از مدار زمین گشته طرد بیخورشید
صدای شیهه اسبی است .... در افق گم شد
ستاره گفت به او: برنگرد بیخورشید
بهار سبز صبوران، بهشت نامریی
طلوع کن که جهان مانده سرد بیخورشید
هنوز دامنه دارد اصالت دردت
هنوز دامنه دارد نبرد با خورشید!
نغمه مستشارنظامی
گاهی اگربا ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی؛
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه!
اندوه مادر را شکایت کرده باشی؛
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت، استراحت کرده باشی؛
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی؛
در سال های سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی؛
حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی؛
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود، حدیثی را روایت کرده باشی؛
یا در میان کوچه های تنگ و خسته
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی؛
پس بوده ای و هستی و می آیی از راه
تا حق دل ها را رعایت کرده باشی؛
پس مردمک های نگاه ما عقیم اند
تو حاضری، بی آنکه غیبت کرده باشی!
نغمه مستشار نظامی
آسمان خم شده تا بوسه زند مویش را
ماه دیدست در آیینه او رویش را
تشنه لب آمده آورده به قربانگاهت
گردن عاشق هفتاد و دو آهویش را
لاله با یاد تو از جام تهی می نوشد
چشم نرگس به تو مدیون شده سوسویش را
آسمان مشک به دندان مهی خواهد داد
که زمین پل زده بر دجله دو بازویش را
خنجر و حنجره سرخ تو...وا فریادا
آه ای خاک به ما هم برسان بویش را
ماه در کاسه خون...خون خدا در صحرا
آسمان آمده تا بوسه زند مویش را
نغمه مستشار نظامی
یک نفر در شهر شب با چاه صحبت می کند
ماه را در آسمان چاه روءیت می کند
گاه از اندوه دوری ، از فراق و داغ یاس
گاه از نامردی مردان شکایت می کند
اشکهایش چاه را سیراب و جوشان کرده است
اینچنین از تشنگان مولا حمایت می کند
چون برای خود نمی خواهد پشیزی از جهان
چون احادیث پیمبر را روایت می کند-
استخوانی در گلو ،خاری میان چشمها
زیر بار کوه غمها استقامت می کند
#
باز مولا در شب قدری چنین،مصحف به سر
آرزوی جام شیرین شهادت می کند
چون سحر قرآن به روی فرق خونین باز کرد
این نماز سرخ را با دل امامت می کند
#
قرنها محراب خونین را حکایت کرده است
آنکه هر شب با سکوت ماه صحبت می کند
نغمه مستشار نظامی/مرداد ماه 90/جزیره کیش
می برم این روزها نام تورا آرام تر
تا بمانم در شمار عاشقان گمنام تر
نیستی فرصت برای درد دل کردن کم است
درد دل باشد برای دردهایی عام تر
درد اول دوری از آیینه و آیینگیست
درد دوم درد دلهایی ازین هم خام تر
کاش گاهی هم به ما سر می زدی هرچند نیست
در میان خستگان از قلب ما ناکام تر
خشک شد لبهای ما با چند ندبه می رسی؟
جان مولا ،ساقی از دست تو شد این جام تر؟!
زیر لب ذکر تو را هر روز و هرشب گفته ام
گفته ای :آرامتر،آرامتر،آرامتر!
کاسه شعر مرا از دست عشق انداختی
تکه ای را تر کن از سرچشمه الهام،تر!
می رسی و انتخابی سخت خواهی کرد،آه
بی گمان از عاشقانی بهتر و خوش نام تر
سهم ما... شوق حضور و آبروی انتظار
سهم عاشق های از گمنام هم گمنام تر!
نغمه مستشار نظامی/مرداد 90
سالهاست
از میان کوچه های کربلا، نجف، دمشق
بی صدا عبور می کنی
زخمهای کهنه را مرور می کنی
عصرهای پنجشنبه بی گمان
قبل از آمدن به کاظمین و سامرا
دل به خلوت مدینه می زنی
آه ای غریبه ای که نسبتت به مادری عزیز می رسد
عصر فاطمیه در کدام کوچه مدینه سینه می زنی؟
نغمه مستشار نظامی
صد و چهارده سوره را آیه آیه
بخوان صوت و لحنت غریب و حزین است
بخوان بر سر نیزه بر دوش طوفان
که تفسیر چشم تو عین الیقین است
صد و چهارده سوره منزل به منزل
بخوان بر مزار شهیدان بی سر
بخوان ساقی سبز مستان بی دست
بخوان ای خُم سرخ جوشان بی سر
صد و چهارده سوره را جرعه جرعه
بنوشان به لب تشنگان ابن کوثر
بخوان آیه هَل اتی، ابن مولا
حدیث کسا را بخوان ابن کوثر
صد و چهارده سوره را ختم کن تا
رقیه سرت را به دامان بگیرد
بخوان تا که زینب درین کُنج غربت
برای سرت ختم قرآن بگیرد
بخوان تا بخوانم،بخوان تا بگریم
بخوان تا بسوزم،بخوان تا بمیرم
فدای سرت جمله سرهای عالم
بخوان تا غزل-نوحه از سر بگیرم
نغمه مستشار نظامی دیماه ١٣٨٩
می ایستم مقابل گودال قتلگاه
جایی که چشمهای تو در خون شناورند
می ایستم دوباره که بر روی دوش من،
اندوه کوه های جهان را بیاورند
یادم نمی رود که تو در دستهای من ،
بالیدی و بزرگ شدی ،وای بر خزان
قلب جهان شکست ازین داغ سینه سوز،
چیزی نمانده است شود شعله ور خزان
دستی که درب خانه مارا شکسته بود
امروز بر گلوی تو خنجر کشیده است
دستش بریده باد که این تیغ تیز را
بر روی بوسه گاه پیمبر کشیده است
می ایستم مقابل گودال قتلگاه!
تا زینب از گلوی تو قرآن بیاورد
با دستهای خالی و با قلب چاک چاک
یک جرعه عشق سمت شهیدان بیاورد
بغض غدیر و اشک بقیع و مدینه را
در کربلا به خون تو تعمید می دهم
نام حسن به مشرق آیینه می برم
نام تو را به مغرب خورشید می دهم
با من بگو حسین من از سالهای درد
من رفتم و تو ماندی و دنیا چه با تو کرد؟
آه از جماعتی که شکستند عهد را
انگار با رسول خدا بوده این نبرد!
#
مولا پس از تو هر چه بدی بود دیده ایم
فرق شما شکست و دل ما شکسته تر
آن از برادرم که صبورانه زهر خورد
این هم من و دو خواهر تنها و خون جگر
بابا ولی تو غصه نخور این حسین توست
قربان ماندگاری دین خدا شده
یاران من عزیز ترین های عالمند
پس کربلا بهشت زمین خدا شده
مولا فقط اجازه بده وقت آمدن
فرق تو را ببوسم و جان را فدا کنم
چیزی نداشتم به جز این سر،قبول کن
آن را نثار نام رسول خدا کنم
نغمه مستشارنظامی