می برم این روزها نام تورا آرام تر/ تا بمانم در شمار عاشقان گمنام تر
 

شاعران
سید حسن حسینی
علی محمد مودب
دکتر محسن پرویز
دکتر محمد رضا تركي
یوسفعلی میرشکاک
سيد علي ميرافضلي
سعيد بيابانكي
مژگان عباسلو
محمد جعفر ياحقي
محمد کاظم کاظمی
ابوالفضل زرویی نصرآباد
عبدالرحیم سعیدی راد
عبدالجبار کاکایی
پرویز بیگی حبیب آبادی
کاووس حسنلی
محمود اکرامی
علی هوشمند
ناصر حامدی
سید عبدالحمید ضیایی
جواد زهتاب
بهزاد خواجات
طاهره قیومی
رضا راد
محسن رضوی
عبدالحمید رحمانیان
سید اکبر میرجعفری
پروانه نجاتی
جلیل صفربیگی
فریبا یوسفی
دکتر حسن بشیر
فرزدق اسدی
بهاره جهاندوست
علیرضا رضایی
سید ولی الله مصطفوی
داریوش مفتخر حسینی
رضا شیبانی اصل
هارون راعون
هاشم کرونی
طیبه نیکو
صادق رحمانی
علی رضا عمرانی
محمد روحانی (نجوا کاشانی)
عباس کیقبادی
کاظم رستمی
علی ثابت قدم
سید ضیاء قاسمی
رضا کاظمی
مریم زماندان
پژک صفری
بهروز قزلباش
ناصر عزیزخانی
حامد حسینخانی
محمد آشنا
نسرین تهرانی
وحید ضیایی
محمد حسین انصاری نژاد
مجید مه آبادی
محسن حسن زاده لیله کوهی
مهدی ملکی
ناصر فیض
فاطمه قائدی
عبدالحمید رحمانیان
محمد مهدی سیار
آرش پورعلیزاده
الیاس علوی
مریم صف آرا
فضل الله قاسمی
علیرضا خجو
مصطفی محدثی خراسانی
سینا علی محمدی
شاعران سجیل
یزدان سلحشور
محسن کریمی راهجردی
سید مصطفی مصطفوی
انجمن شعر شهر بابک
سید حبیب حبیب پور
حافظ ایمانی
علی رضا کرمی
کامران نجف زاده
انجمن اهل قلم گرمسار
اسماعیل محمدپور
ابراهیم اسماعیلی اراضی
حمیدرضا حامدی
مسعود شجاعی طباطبایی
علی رضا سپاهی لایین
حمید خصلتی
ابوالفضل پاشا
طلیعه اکبری
عبدالحمید یعقوبیان (میثم دادخواه)
محمد جواد شاهمرادی(آسمان)
دکتر علی رضا مخبر دزفولی
محمد علی جوشایی
علی رضا احرامیان پور
غلامرضا مهدوی
رستم عجمی
میلاد عرفان پور
عباس احمدی
حمزه زارعی
خروش شاهزیدی
علی رضا بدیع
سید ضیاء الدین شفیعی
سید محمد مهدی شفیعی
محمدکاظم کهدویی
مجنون الحسین
مصطفی آهوزاده
سید محسن خادمی
دکتر علی دهگاهی
میثم رنجبر
دکتر محمدحسین امیراردوش
محسن طاهری
دکتر سید مهدی طباطبایی
ابوالفضل تفکری
داریوش سالاری

 
 
نویسنده : nmn

با پنج نور ناب بهشتی، با حرف حق مجادله سخت است
تسلیم اقتدار تو هستند، بر عالم این معادله سخت است

با پنج نور ناب بهشتی، از راه آمدی و دلم ریخت
در شهر دیرهای قدیمی، حتی خیال زلزله سخت است

همراه تو ولی خداوند، هم‌پای تو دو سر بهشتی
با توست روح سوره کوثر، با آیه‌ها مقابله سخت است

این پنج تن عصاره عشق‌اند، این پنج تن سلاله نورند
نجرانیان! مقابله کردن، با این جبال و سلسله سخت است

این وعده را مسیح به ما داد، اینک زمان تابش عشق است!
دیدار نور ناب به جز در، دل‌های پاک و یکدله سخت است

با اهل بیت پاک نبوت، غیر از سلام و نور مگویید
با مستجاب دعوه‌ترین‌ها، جان بردن از مباهله سخت است

نغمه مستشارنظامی


نویسنده : nmn

کتیبه کرد گل آیه های قرآن را
کشید طرح گل و آسمان و گلدان را
کشید نقش گل یاس را و صیقل داد
زلال آینه های دچار باران را
به آیه ها و احادیث ناب زینت داد
مناره،گنبد و مقصوره و شبستان را
نوشت نام تو را و تبرکی نو کرد 
به یمن شمس شموس آن رواق و ایوان را
چه قرنها که ازین بارگاه نورانی
نظاره کرده جهان شوکت خراسان را
چه سالها که شب و روز دیده این مسجد
هزار زائر دلخسته پریشان را
چه روزها که براین طاقها امان داده
دل شکسته گنجشکهای مهمان را
چو یادگاری سرخی نوشته بر قلبش
قیام مردم دلداده مسلمان را
قیام مردم آزاده ای که غرقه به خون
فدای نام نکردند دین و ایمان را
به حرمت حرم امن چادر مادر
به دست باد ندادند عطر ریحان را
قیام عفت و غیرت ،قیام گوهرشاد
به نام عشق ورق زد کتاب دوران را
کبوتران حرم بال و پر زدند به خون
به بهت مرثیه خواندند مرغ خوشخوان را
در آن زمانه دلخون در آن زمانه تلخ
نظاره کرد حرم داغ تیرباران را
هزار باغ ازآن لاله های خونین رست
هزار آینه پر کرد باغ رضوان را
سیاه پوش شد آن روز مشهد و ایران
نسیم صبح بپا کرد روح طوفان را
خروش مردم آزاده انقلابی شد
چونان گلی که بهاران کند زمستان را
بهار شد به زمین ابر عاشقی بارید
خروش سیل فرو ریخت کاخ ویران را
شکوه مسجد پر افتخار گوهرشاد
نماد عفت و دین کرد نام ایران را

نغمه مستشارنظامی


نویسنده : nmn

خوش آمدی به زمین، ماه،چشم آینه روشن
چراغ راه سحرگاه،چشم آینه روشن
شبیه روزنی از آسمان به سوی خدایی
به این توارد کوتاه چشم آینه روشن
به سمت توست دل و جان و چشم و فکر و زبانم
به یمن رفتن ازین راه چشم آینه روشن
بروب خانه دل را چنان که در شب قدرت
زلال می کنی از آه،چشم آینه روشن
سلام ما به تو ای ماه دوست ،ماه خداوند
به نام نامی الله،چشم آینه روشن
تو راز و رمز جهانی،مبارکی،رمضانی
شب طلوع تو ای ماه،چشم آینه روشن

نغمه مستشارنظامی


نویسنده : nmn

شعری به رسم هدیه...سلامی به رسم یاد

روز تولد تو سپردم به دست باد

 

ای باد راه خانه موعودمان کجاست

ای رودهای گمشده مقصودمان کجاست

 

ای کاش باد بود و غزل بود و جاده ها

می آمدیم سوی تو ما پا پیاده ها

 

می آمدیم عرض ادب، عرض احترام

تبریک عید و گفتن لبیک یا امام

 

می آمدیم و هدیه ناقابلی...که نیست

با چشمهای منتظر و با دلی که نیست

 

روز تولد تو زمین مهربان تر است

خورشید شاد تر شده گویا جوان تر است

 

کوچه به کوچه زمزمه طاق نصرت است

عید است و جمکران تو امشب قیامت است

 

چشمم به سمت آینه‌های مقابلت

قلبی شکسته دارم و شعری که مایلت

 

دورم ولی تو مرحمتت دیر و دور نیست

بودن فقط منوط به شرط ظهور نیست

 

مادر بزرگ گفت که او حی و حاضر است

بر هر چه می‌کنیم نگهبان و ناظر است

 

دستش گره گشاست نگاهش گره گشاست

یک خنده روی صورت ماهش گره گشاست

ای دل چرا شکسته و ساکت نشسته ای

چیزی بگو که ندبه و آهش گره گشاست

شعبان کرامت است و شفاعت علی الخصوص

ماه تمام نیمه ماهش گره گشاست

شب پشت شب گره به گلوی غزل زده

حلقه به حلقه زلف سیاهش گره گشاست

 

حلقه به حلقه در زده تبریک گفته ام

نام تو را درین شب تاریک گفته ام

 

نام تو روشنایی صبح است و راز عشق

خواندم پس از اذان طلوعت نماز عشق

 

روز تولد است و سلام و ارادتی

دادم به دست باد به شوق زیارتی

 

نغمه مستشارنظامی


نویسنده : nmn

 

بند اول

 می گوید از شکستن سرو تناورش

این شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش...

زینب درست مثل پدر حرف می زند

میراث مادر است دلِ داغ پرورش!

می گوید از مصیبت سرخی که دیده است

از قتل عام چلچله ها در برابرش!

می گوید از زمانه، زمین آه می کشد!

خورشید ابر تیره کشیده ست بر سرش!

این خطبه نیست! تیغه ی شمشیر حیدریست

وقتی خرابه های دمشق است سنگرش

شمشیر از نیام سخن می کشد برون

این شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش...

 

تفسیر هل اتی و گل باغ کوثر است

با پنج نور ناب بهشتی برابر است

 

بند دوم

 

این شعله از شهادت مادر شروع شد

از سوز و ساز ملتهب در شروع شد

داغی که از مدینه به محراب کوفه رفت

از دستهای بسته حیدر شروع شد

این شورش شگفت که در جان عالم است

از شوق بوسه گاه پیمبر شروع شد

لب تشنه ای که علقمه را شرمسار کرد

از واژه شهید برادر شروع شد

این روضه ها که رونق شبهای عاشقی ست

با خطبه های  حضرت خواهر شروع شد

دنیا سکوت کرد که زینب بخواندت

این نوحه با مشاهده سر شروع شد

 

تا واژه ها به مقتل و گودال می روند

گلهای سرخ چادرم از حال می روند

 

بند  سوم

 

 خواهر نگاه کرد و برادر نگاه کرد

گودال شرمسار به مادر نگاه کرد

در بین واژه های شناور میان خون

خواهربه زخمهای مکرر نگاه کرد

(یا اختی الوداع ...)(صدا در گلو شکست)

زینب به برق تیغه خنجر نگاه کرد

خواهر نشست و جان برادر بلند شد

او را برای لحظه آخر نگاه کرد

دنیا شهید شوق سری سربلند شد

مولا به دست ساقی کوثر نگاه کرد

این کشتی رها شده در خون حسین توست؟!

دریای غم به پیکر بی سر نگاه کرد

 

 

چیزی بگو برادر زینب ،حسین من

خورشید روزگار شباشب حسین من

 

بند چهارم

 

زینب به روی نیزه سری دید نوحه خوان

در شام کوفیان قمری دید نوحه خوان

سر را به روی دامن دردانه پدر

سر را میان تشت زری دید نوحه خوان

یاس شکسته،کشتی پهلو گرفته را

در تند باد تازه تری دید نوحه خوان

از غربت مدینه به محراب کوفه رفت

با فرق غرق خون پدری دید نوحه خوان

وقت غروب هودجی از نور می رسید

در عرش چشمهای تری دید نوحه خوان

پلکی به هم زد و به مزار حسن رسید

آلاله های خون جگری دید نوحه خوان

 

از عرش عطر کندر و کافور می رسید

مهمان مادر از سفری دور می رسید

 

بند پنجم

 

ماه از دل شکسته خواهر خبر گرفت

مثل هلال خم شد و نام صفر گرفت

وقت سفر رسید و کسی آب هم نریخت

پشت کبوتری که غریبانه پر گرفت

تنها تر از بقیع به دورش طواف کرد

خاکی که آسمان تو او را به بر گرفت

 خواهر چه قدر کرب و بلا پیش چشم داشت

وقتی سراغ داغ تو را از جگر گرفت

از شش جهت نشانه گرفتند عشق را

تابوت تیر خورده دلش را سپر گرفت

این داغ مدتی ست درین خاک مانده است

این شعله سالهاست که در خشک و ترگرفت

 

می سوخت شعر و راز نگهدار عشق بود

خواهر همیشه قافله سالار عشق بود 

 

بند ششم

 

زینب تمام بار جهان را به دوش داشت

داغ کبوتران جوان را به دوش داشت

بغض هزار ابر سترون به شانه اش

اشک هزار رود روان را به دوش داشت

سنگین تر از همیشه سری سربلند را

غمگین تر از همیشه که جان را به دوش داشت

شرح فصیح واقعه ای تلخ و جانگداز

تفسیر آفتاب نهان را به دوش داشت

از صبر او ملائکه مبهوت می شدند

چندین فرشته نگران را به دوش داشت

هرگز نگفت از پسرانش اگر چه او

اندوه مادران جهان را به دوش داشت

 

هرخطبه اش به منزله یک سپاه  بود

آن دختری که مثل پدر مرد راه بود

 

 بند هفتم

ای زینت پدر،گل عالی تبار عشق

ای وامدار نام شما،اعتبار عشق

آیینه تمام نمای شکوه یاس

زیباترین کلام رسا در مدار عشق

 خواهر شدی که زخم به مرهم بدل شود

مادر شدی که صبر بیاید به کار عشق

 تا از تو روشن است مسیر سپید ماه

در شام و کوفه مانده افق شرمسار عشق

 ای باشکوه ،قافله سالار آشنا

ای از تو روشن آینه بی غبار عشق

 عشق است اعتبار تمام جهان و جان

نام شماست تا به ابد اعتبار عشق

 

ماه محرمی تو و تکرار می شوی

با هر شهید تازه عزادار می شوی

 

بند هشتم

 

صحرای داغ بود و تن ماهپاره ها

خون می چکید از شب بهت ستاره ها

یاقوت سرخ؟جزع یمانی؟عقیق ناب؟

(خون خدا ) فراتر ازین استعاره ها

زینب نشست و گریه به داغ حسین کرد

از اشک اوست رونق این سوگواره ها

صحرای داغ بود و تن ماه زیر نعل

شرحش مفصل است ...بخوان از اشاره ها  

با کوله بار خون دل و داغ جانگداز

پای پیاده آمده ایم ای سواره ها

این داغ ماندگار تر از نام آدمی است

پیداست شرح واقعه بر سنگواره ها

 

 شرح غم و رسالت زینب چهل صباح

ای رهروان بادیه حی علی الفلاح

 

بند نهم

 

بعد از چهل غروب چهل سال پیر تر

زینب اسیر بود و نگاهش اسیر تر

خواهر رسیده است برادر بلند شو

بگذار تا ببیندت این بار سیرتر  

بعد از چهل غروب همان داغ اول است

چشم من و نگاه تو کل مسیر تر 

سیرم ازین جهان پر از فتنه و دروغ

 از زندگی بدون نگاه تو سیر تر

بعد از چهل غروب...مرا هم ببر عزیز

مولای من مخواه ازین نیز دیر تر

زینب زیارت آمده بعد از هزار سال

ای اربعینت از همه مهمان پذیر تر

 

 

از خاک کربلا نفحات بهار را

سوغات برده مادر چشم انتظار را

 

بند دهم

 

 آه ای مدینه،شهر رسول امین سلام

مادرسلام،عطر گل یاسمین سلام

برگشته ام بدون برادر ،ازین سفر

برگشته ام شکسته و اندوهگین ،سلام

از راه دور آمده ام با غمی بزرگ

سوغات کربلاست برایت همین سلام

من بودم و رقیه،برادر نگاه کرد

ناگه نشست بر لب آن نازنین سلام

پروانه سه سالهٔ دلتنگ آفتاب

پرواز کرد با پر آن آخرین سلام

بر گشته ام بدون علمدار و بی قمر

 ام الشهید،حضرت ام البنین  سلام

 

دنبال یک نشانه ،نشان حسین بود

ام البنین  که دل نگران حسین بود

 

بند یازدهم

 

  صد کربلاست زینب و صد کربلا حسین

ستر خداست زینب و خون خدا حسین

  با پای دل صبور و وفا دار مانده است

تا پای جان سراسر این راه با حسین

از تل زینبیه به گودال قتلگاه

صدبار مرد و زنده شد انگار با حسین

صدها هزار بار صدا زد حسین من

ذکرش پس از تو بود فقط یا اخا حسین

ای شاه بی سپاه) سپاه تو زینب است)

آن خطبه هاست معنی لبیک یا حسین

باشد به یمن گوشه چشمی نگاه او

این خاک را کند به نظر کیمیا حسین

 

زینب هنوز صحن تو را تیر می زنند

این قوم در رکاب که شمشیر می زنند؟!

 

 

 

بند دوازدهم

 

خمپاره پاره‌های دلم را نشان گرفت

آتش به خانه دل پیر و جوان گرفت

خمپاره سمت صحن حرم رفت و ناگهان

خورشید شعله ور شد و در آسمان گرفت

بانو به نام نامی تو شعر زنده شد

تا با دمشق قافیه ی عشق جان گرفت

باید زبان گشود، بخوان خطبه‌ای شگرف

روشنگر آن چنان که تمام جهان گرفت

خون نامه ای که شام سرافکنده می‌شنید

چون آتشی که دامن گردن کشان گرفت

ای آبروی هر چه کلام و سخنوری

پیشت قلم خجل شد و لکنت - زبان گرفت

عباس‌ها حریم تو را حفظ می‌کنند

دشمن اگرچه صحن حرم را نشان گرفت

 

 با کاروان مکه بگو راه کج کند

از سمت کربلا و نجف قصد حج کند

 

بند سیزدهم

 

ای حاجیان زیارت ما در منا کنید

در خون شکفته قافیه را کربلا کنید

لب تشنه را روایت لب تشنگان نکوست

این جام را پر از می قالوا بلی کنید

قربان کنید هرچه به جز نام دوست را

جان را رها کنید ،جهان را رها کنید

سی مرغ را تشرف دیدار ممکن است

در قاف کربلا دلتان را فنا کنید

با مادران خسته دل کاروان بگو

این درد را به شیوه زینب دوا کنید

این ندبه ها به خانه موعود می رسند

باید برای آمدن او دعا کنید

 

ای باد راه خانه موعودمان کجاست

ای رودهای  گمشده مقصودمان کجاست

 

 

بند چهاردهم

 

او می وزد به حافظه تلخ مرده ها

طوفان نوح می رسد ای سر سپرده ها

طوفان نوح می رسد و سیل می خورد

چون تازیانه بر رخ سیلی نخورده ها

هرگز به روز آمدنش شک نکرده ام

نام مرا ببر به صف ناشمرده ها

جانها فدای عطر حضور همیشه ات

دستی بکش به آینه خاک خورده ها

پلکی بزن که نور بریزد به روی ماه

چیزی بگو به خاطر این زخم- گرده ها

فرق است بین راه دل و راه بی دلی

عشق است فرق بین شهیدان و مرده ها!

 

زیباترین ستاره که روشنگر شب است

نام عزیز عمه سادات زینب است

 

نغمه مستشارنظامی

آذر ماه 1394



نویسنده : nmn

زمین و آسمان جبهه ها انگار جان دارد
شبیه کربلا خاکی زیارت نامه خوان دارد

کبوتر های پربسته به زیر خاک پنهانند
کبوتر بچه ای در این حوالی آشیان دارد

چنان بغضی فروخورده که در دل سالها باشد
سکوت سرخ جبهه در گلویش استخوان دارد

ندایی آمد از آن سوی نخلستان شبی روشن
فراقش خود دلیلی داشت، وصلش هم زمان دارد

یکی گم نام ها را می شناسد تک به تک با اسم
همان که از تمام بی نشانی ها نشان دارد

تفحص عالمی دارد که باید بود و باید دید
زمین و اسمان جبهه جان دارد، زبان دارد

نغمه مستشارنظامی


  
نویسنده : nmn

 

تمام درد من از این غم است بانو جان

که هر چه از تو بگویم کم است بانو جان

 

چه دور مانده ام از آفتاب چشمانت

بگیر دست مرا! سردم است بانو جان!

 

جهان همیشه همین بوده است با این حال

هنوز مساله ای مبهم است بانو جان-

 

که میخ پهلوی خورشید را چگونه شکافت

که پشت ماه از آن شب خم است بانو جان

 

تو را به دوش گرفته ست در سکوتی تلخ

که چاه حتی نامحرم است بانو جان

 

به زیر خاک تو را مثل گنج پنهان کرد

کدام خاک؟ خدا اعلم است بانو جان

 

زمین هنوز پر از خاکهای دور از توست

بگیر دست مرا ! سردم است بانو جان!

 

نغمه مستشارنظامی

فروردین ۱۳۸۱


نویسنده : nmn

 
با پنج نور ناب بهشتی،با حرف حق مقابله سخت است
تسلیم اقتدار تو هستیم،یا مصطفی معادله سخت است
با پنج نور ناب بهشتی،از راه آمدی و دلم ریخت
در شهر دیرهای قدیمی، پس لرزه های زلزله سخت است
همراه تو ولی خداوند،هم پای تو دو سرو بهشتی
با توست روح سوره کوثر ،با خالصان مجادله سخت است
این پنج تن عصاره عشق اند،این پنج تن سلاله نور اند
نجرانیان! مقابله کردن، با قله های سلسله سخت است
این وعده را مسیح به ما داد، اینک زمان تابش عشق است!
دیدار نور ناب به جز در دلهای پاک و یکدله سخت است
نصرانی ام که نام محمد،دین مسیح را به من آموخت
قلبم رسیده است به تسلیم ،با عاشقان معامله سخت است
از اهل بیت پاک نبوت،غیر از سلام و نور مجویید
با مستجاب دعوه ترینها، جان بردن از مباهله سخت است

نغمه مستشارنظامی




 
 
نغمه مستشارنظامی شاعر و مولف آثار :ردپای روشنی-یک جرعه سیب-در طالعت ستاره زیاد است,ماه نه!-1420 سال پس از تو- در اوج غربت نارنج(نشر تکا-توسعه کتاب ایران) -بابام مثل پرنده است (شعر کودک) - زنی شبیه خودش مادر! (مادرانه ها) شاعر برگزیده کنگره های بین المللی و کشوری:شعر زنان.شعر بهار.شعر جوان.شعر دانشجویی.شعر حج .شبهای شهریور و... داور و دبیر علمی کنگره های شعر از جمله کنگره شعر دفاع مقدس.شعر عاشورایی.شعر رمضان صفحات وب: یک جرعه غزل (عاشقانه و اجتماعی) هزار و چهارصدوبیست سال پس از تو (آیینی) - وبلاگ برگزیده در جشنواره بوی سیب به عنوان خادم برتر حسینی 1391.

nmn